Tuesday, May 25, 2004

مهدي موعود هندي

چند وقتي هست هارلي داويد سونمان را در پاركينگ خوابانده ايم , مجبوريم پاي پياده گز كنيم.جوانكي هندي امروز از جلوي پاي ما گذشت و ديديم زير لب دارد خذ ولاتي تفت ميدهد و چشمانش بصورت ماست, برگشت ,محل نگذاشتيم و باز پيله كرد ,پرسيديم چه مرگتان هست مگر خوشتيپ نديده اي , و شروع كرد با آن لهجه تخماتيكش انگليسي بلغور كردن , از هر 3 كلمه اش 1 كلمه ميفهميديم و تازه متوجه شديم طرفمان از صورتمان پي به هويتمان برده و به ما ايمان آورده است به ما برگ كاغذي داد و يك مشت سوال به سر وته نمود,بعد از ان اشارتي بكاغذ ي كه دردستمان بود,نمود.آه خداي من جواب سوالات من بدون آنكه حرفي زده باشم بر روي كاغذ نوشته شده بود , از صحبتهايش گرفتيم خيلي ميفهمد و ميداند و او هم مهدي موعودي از نوع هنديش هست كه چندين سال از ملتش بدور بوده است و ملت نفهمش او رانفهميده , ولله خدايش هر چي ميگفت درست بود اصلا از دل ما خبر داشت .

1 نظر:
Anonymous Anonymous در ساعت 2:14 PM، نوشته...

kheyli bi sar o tah bood!

 

Post a Comment

<< صفحه اصلی