Wednesday, May 26, 2004

combination

امروز عزم را جزم كرده و تنبان و شورت والبسه را با دستان خودمان شستيم,بعد از ظهري آفتاب دل انگيز وسوسه مان كرد بالاي پشت بام دراز كشيده حمام آفتاب بگيريم,و ساعتي بعد همت كرديم تا البسه خودمان را از روي بند جمع كنيم اما درميان البسه شورتمان غيب شده بود ,از آنجا كه براي شورت به يورو Euro پول داده بوديم بدنبال آن گشتيم كه نگاهمان به مرسدس همسايه بغلي افتاد و شورتمان كه گويا باد آنرا برده و بر روي كاپوت مرسدس چسبانده بود تناسب رنگ مرسدس و شورتمان چنان هماهنگي و هارموني بخشيده بود كه همچون ستاره اي بر تارك هنر جلوه مينمود و با آثار كلاژ و پست مدرنيسم هيچ استاد صاحب سبكي قابل مقايسه نبود دلمان نيامد اين اثر هنري خلق شده را بهم زنيم و شورتمان را از صاحب مرسدس طلب كنيم,پس آنرا به جامعه هنر اعطا كرديم اينرا گفتيم كه اينقدر نگويند ما ولي امر مسلمين با خلق هرگونه اثار هنري مخالفيم

Tuesday, May 25, 2004

مهدي موعود هندي

چند وقتي هست هارلي داويد سونمان را در پاركينگ خوابانده ايم , مجبوريم پاي پياده گز كنيم.جوانكي هندي امروز از جلوي پاي ما گذشت و ديديم زير لب دارد خذ ولاتي تفت ميدهد و چشمانش بصورت ماست, برگشت ,محل نگذاشتيم و باز پيله كرد ,پرسيديم چه مرگتان هست مگر خوشتيپ نديده اي , و شروع كرد با آن لهجه تخماتيكش انگليسي بلغور كردن , از هر 3 كلمه اش 1 كلمه ميفهميديم و تازه متوجه شديم طرفمان از صورتمان پي به هويتمان برده و به ما ايمان آورده است به ما برگ كاغذي داد و يك مشت سوال به سر وته نمود,بعد از ان اشارتي بكاغذ ي كه دردستمان بود,نمود.آه خداي من جواب سوالات من بدون آنكه حرفي زده باشم بر روي كاغذ نوشته شده بود , از صحبتهايش گرفتيم خيلي ميفهمد و ميداند و او هم مهدي موعودي از نوع هنديش هست كه چندين سال از ملتش بدور بوده است و ملت نفهمش او رانفهميده , ولله خدايش هر چي ميگفت درست بود اصلا از دل ما خبر داشت .

Monday, May 24, 2004

اي ولا منيژه

صبحگاهان كه نوني در خانه نمانده بود,بيرون زديم كه نوني بگيريم . در نانوايي خواهر منيژه را ديدم به چشم خواهر برادري عجب لعبتي شده بود, چه آرايش و رنگ و بتونه كاري كرده بودند, در عجب مانديم خواهرمان كله سحر با چشماني خواب آلودخود چنين شاهكار نقاشي وگريس كاري فرموده اند, لااقل دو ساعت وقت پشت آيينه ميطلبد كه با اين احتساب خواهر منيژه بايستي ساعت 5 صبح بلند شده باشند دست مريزاد و اي ولا به اين همت.

فاكس بما رسيد,از طرف بانك ملي جمهوري امسالي ايران ,از ما خواسته اند عكسمون رو بديم تا بر روي اسكناس 20 تومني چاپ كنند, همينمون مونده بود , كه مردم نخ پول رو بكشند و شورتمان ....و عورتين مان, ما هم بيكار ننشستيم و e-mail
به مضمون بلياخ همراه با عكس بزرگي از انگشت شست برايشان attach كرديم,باشدكه قبول افتد ,مرقومه شد

ما را بسيار خوشمان آمد از نمودن باب. و همانا سيد علي باب ,گوه زيادي ميخورد از سكوت ما خواست بهره برداري نمايد و كار بدينجا كه رسيد امير كبيرمان را بفرموديم كه باب را بنمايد, والحق امير جهد نمود و او را از ماتحت دار زد. مقوله اين ولايت فقيه هم ما رابسيار بياد باب مياندازد , از قول ما به آن الدنگ سيد علي handi cam =( كسيكه يه دست كم داشته باشد ) كه همانا ملقب به سيد علي گداست,بگوييد كاسه كوزه را جمع كند و به اسم ولايت فقيه گوه زيادي نخورد , همين روزهاست كه از تنبانش خاك سره كنم.

دندتان نرم

امروز harley davidson هارلي داويد سون خود را بر اي مشكلي كه در پلاتين داشت در پاركينگ گذاشتيم و ميل كرديم كمي اتوبوس خط واحد سوار شويم, توي اتوبوس جاي امروز خودمان را به پيرزني بخشيديم و خودمان سرپا ايستاديم, از آنجايي كه خدا ما را خيلي دوست دارد ,در عرض 1 دقيقه دختركي رعنا همچون حورياني كه جدم در معراج ديده بود و براي بقيه تعريف كرده بود ,در كنار ما ايستاد و در طول راه آنقدر خودش را بما ماليد كه نزديك بود پرده عصمت مان پاره شود, دخترك در حين پياده شدن آنقدر از ما عذرخواهي نمود كه خودمان هم خجالت كشيديم,اگر حالا دربين امتمان ايران بوديم ,چندين فحش ميخورديم و جيبمان را هم خالي مينمودند, فقط نميدانم چرا اين امت ما خوب گه كاريشان را ميكنند و ظهور هر چه زودتر ما را بعنوان منجي عالم بشريت عاجل ميشوند, مگر ما نظافت چي هستيم ,خاك بر سرتان؟؟

Saturday, May 22, 2004

امشب فيلم كلئوپاترا را به ديده اعماق مينگريستم,با خود انديشه نموديم چرا ملعوني همچون اسكورسيزي يا همين اسپيلبرگ خودمان كه وحشتناك بكارهايش دل بسته ايم,هيچ از زندگي ما حداقل در حد 16 ميليمتري هم فيلمي نميسازد و سوراخ دايناسورها را ول نميكند

اهل تسنن رو اي ول

دم اين برادران اهل تسنن هم گرم,با اينكه مرا بكل قبول ندارند ولي موبايلي به ما ميدهند تا sms به گفgf بزنيم ,اين همسايه بغلي ما كه شيعه اثني عشري و هم به ظهور ما ايمان دارد, توي خيابون پشت فرمان بوقي هم برايمان نميزند به عبارتي يابو آب ميدهند, الهي زير ژيان بري كه زير بار خفتش بماني.

جعفر كذاب

و اما بعد,خدا را شكرگويم كه خالي بندي اقوام وآشنايان رو اذهان ساخت ,منظور همان جعفر كذاب معروف به جفري چاخان كه عمويم بود, به هر حال عمو جان اگر من آنروز بعد از وفات ددي ميماندم تو مرا زنده نميگذاشتي .و اله اعلم

بنام خدا. مرقومه اول

وچنين بود هبوط ما به مورخه ..در منابع ديگر سال ۲۵۲ سال ۲۵۶ سال ۲۵۷ سال ۲۵۸ و در مورد روز تولد ۸ ذی قعده ۸ شعبان و از همه مشهور تر ۱۵ شعبان ذکر شده است كه باولادت خويش دل اسلام و مسلمين را بالاخص اهل تشيع رو مزين فرموديم وحضرات اسلام,مراجعين اسلام و روحانيون ,الخصوص نواب اربعه را كه همت گماردند تا كارت حضور و غيابمان را در مراحل غيبت صغرا و كبرا بنحوي رمانتيك تيك بزنند,ممنونم و تنكيو وري ماچ.حالا بماند كه در مورد تاريخ ولادتمان علما اختلاف نظر دارند كه از نظر خودمن مباحث انان به قدر 1پمپر وپوشك بچه قيمت ندارد....والله اعلم..مرقومه۸ ذی قعده ۸ شعبان و يا همون ۱۵ شعبان .