Saturday, January 08, 2005

دو کلوم حرف حساب

Hi امت شهید پرور
...امت شهيد پرور سلام خوبين همتون!! اگه نيستين هم به درک .

اول از همه ببخشين يه چند وقتی اینجا نبودم , غير از مساله گشاد بازی و اینحرفا که بصورت ژن موروثی در خاندان مابوفور يافت ميشه مساله وجدان بود , وجدانی که همه ما تو اين دور و زمونه نامردي نا مردمي , تو دوره ايکه ملت بکون سفيد احترام ميذارند نه به موي سفيد, و واسه يه آدامس همديگه رو ميفروشن, به نحوی يا يه جورايي بگا داديمش.
..این چند وقت جز سولاخ موش چالکردن تو اینترنت کار شاقی نکردم , تنها کشف اينجانب در اينمدت يافتن يه سري سوال وجداني بود که جوابشون به عقل نخود وزن من نرسيدهيچ , بدجور هم منو گوزپيچ کرد.سوالايي که اگه جواب درست وحساب نداشته باشندحداقل درست و حسابي اند.این چند وقته با خودم کلنجار میرفتم داشتم بهمين وجدان وجدانا فکر ميکردم که ما واسه چی خوبیم آخه اصلا ما واسه چی زند ايم؟؟؟...
آقا دم شما گرم ,الحق والانصاف يه سريها هستندهم خوب مينويسند هم حرف حسابی دارند بزنند, يه وبلاگ راه انداختم که يه ذره حرف بزنم بلکه آروم بشم اینهم گفتن نداشت از این به بعد هم ميدمش دست يه نفرديگه, ایناي هم که من تفت ميدادم ميدونم که زر مفت بود اماحداقل واقعيت بود ,حرف دل خودم بود,اگه اينجا هم خودمو خالي نکنم کجا تخليه کنم؟ بقول بعضيها اينجايه مستراح عقده گشاييه, پس خوش دارم که خودمون رو اينجاتخليه کنيم .
ميخوام حالا ازامت شهيد پرور و فرهنگدوست ووطن پرست ایرانی بگم ,از ایرانی که همه ماها خودمون رو براش جر ميديم و بعضی وقتا آمپر مي چسبونيم براش , پياز داغشو زياد ميکنيم .
اول از همه چی ميخواستم يه چند تا فحش آب نکشيده بار ملت عزيز و شهيد پرورکنم که نميدونم اصلاً واسه چه خوبيم واسه چی ما زنده ايم .آقا ريديم به اصناع بشر , ادعامون هم فیها خالدون عالم و آدمو پاره کرده.اول از همه خودمو فحش ميدم و جد و اباد خودمو که جزيی از این ملت بر فاک رفته هستيم , حيف نون ميگم به فک و فاميل خودم که جز توليد مثل هنری نداشتند و بعد از اون دست مریزاد ميگم به ملت بر فاک رفته و هميشه گوسفند در صحنه که آمادگی خودشون رو واسه ميمون شدن در صحنه هميشه نشون دادند, نمونه گوسفند و ميمون شدن در این ملت شهيد پرور زياده اصلا اپيدمی شده ,
و اصلا هم ربطی به فصل و سال و ماه نداره و کسی هم نميدونه چرا
ملت شهيد پرور جو ميگرتشون و چرا فرضيه تناسخی داروين فقط تو
این ملت يهو خودشو نشون ميده ,
يه روز ميرند , شيرينی ميگيرن پخش ميکنند يا تو خونه کوفته بار ميزارند, بافتنی ميبافند, اینا همه واسه کون نشوری مثل آقای هخا.آقا مرحبا واقعا خودتون رو ک... کردين هخا رو سوراخ ک.. , ببخشين بد دهن ميشم اما بد جور ريدين به قافيه بد جور نااميدم کردين.
يه روز هم عکس آقا رو ميبينند تو ماه گويا فضانوردان در ماه ريده بودند.موندم حيرون تو کار این امت ناندرتال.اون از المپيک تون که بابا ايول اومدين ريدين. جای اینکه ورزشکارمون بزنه دهن اون اسراييلی رو سرويس کنه,ميکشه کنار که دل و کون ملت مظلوم خودمون و هم ملت کشور تازه استمناء يافته فلسطين استعمالی رو بيشتر بسوزنه , اون يه ذره ابروتون رو هم رضازاده خريد ولي يه چي رو سر در نيوردم چرا اون شناگر آمريکايي تنهايي ۴ تامدال رو درو ميکنه بدون گفتن ياابوالفضل وحضرت عباس؟بعد هم اينقده مثل ما تو بوق و کرنا نکردن,فیها خالدون عالم و آدمو پاره کنن .
اون هم از روز 16 اذر و روز دانشجو که دانشجومون بياد ورداره بجاي 4 تا سؤال پدرو مادردار از اون رئيس جمهور بی خايه بکنه و برينه بهش که آخه خاصيتت توي این 8 سال چی بوده , بجاش مظلوم نمايی ميکنه .اون مرتيکه هم در مياد ميگه این منم که طلبکارم از ملت. در واقع خيلی محترمانه ميرينه به همه امت شهيد پرور.
آخه اي ملت فول کسميخ و جواد سيستم۰ من به چه چيز شما افتخار کنم از غيرت وعرق ملي که به فاک رفته دفاع کنم عرق ملي که خلاصه ميشه توي۱کلمه (Arabian Gulf (خليج عربی)) نقشه موسسه نشنال جغرافي که همتون غيرتي شدين و بمب گوگلي درست کردين!! اينور انور لينک دادين اسمي مثل Arabian Gulf (خليج عربی) رو نذاشتين تو گوگل سرچ بشه , اوکي دم همتون جيز , والا غيرتن واسه اون مردم محروم وبدبخت حاشيه جنوب خليج فارس چه گوهي خوردين؟کدومتون بجز چندتايي ازمحروميت وفقرناحيه جنوب نخ قرقره کردين از مردمي که خون دادند واسه وجب به وجبش , هميشه هم دار و ندارشون رو به تاراج بردند , اومدين دفاع کنين ؟؟چرا تخم نکردين اعتراضي در حد همين پتيشن در پيتي و۴تا وبلاگ سيکيم خياري , از آب خوردني که مردمش ندارندو دادشون بگوش من وتو رسيد راه بندازين؟يه نفر آدم توي شماهاپيدا شد بگه حالا که خودتون رو دارين جر ميدين واسه نقشه جنوب ويک اسم نقشه (Arabian Gulf (خليج عربی))چراواسه درياي خزري که سهم ايران هپلي هپو شد دو در شد رفت غيرتتون گل نکرد که خشتکشون روسرشون بکشين؟ عيار نفتش کم بود يا از خاويارش خوشتون نميومد؟
آخه شما که تنبون پاتون نيست ديگه زور ميزنين حيثيت وآبرو رو کجاتون وصله کنين؟
من هر چی از شخصیت و غیرت و عرق ملی که به فاک دادین بگم عین این میمونه که داری واسه الاغ معادله دیفرانسیل حل میکنی. ای حیوونای انسان نما, یه کم دور و برتون رو نگا کنین, چیزی دیگه مونده از دست بدین ؟ وجدانا اگه یک اپسیلون از غیرت مردم اکراین رو داشتین میشد بهتون امیدوار موند اما ....مردم نون لياقتشون رو ميخورند.
حیف کونشو ندارين دو هفته برين تو خيابون وايسين که خودتون واسه خودتون تصميم بگيرين و سرنوشتتون رو خودتون رقم بزنين. مثل گوسفند هميشه بايد بالا سرتون باشند واينه که يک سري کون نشور به اسم مستراح طلب, اسهال طلب وغيره...که کونشون هنوز گهيه براتون تعيين تکليف کنند.
اينه که هرروز تو سرتون ميزنند, خوردتون ميکنند و هرچي دارين ميکشن بالا وآرغشو توصورتتون ميزنند وشما هم چون ذاتا گوسفندين واونجا هم قانون جنگل, اينه که براتون عقده ميشه و به جاي اينکه خشتک اوني که چوپونتونه سرش بکشين, سر زن وبچه وضعيفتر از خودتون خالي ميکنين يا تا دسته تو کته دوست رفيق وآشنا ميکنين و هم باز دم از غيرت ميزنين!!اگه دروغ ميگم همين مانيتور..
از آبروي نمونده و غیرت به فاک رفتتون بگم و سنگشو به سينه بزنم که واسه يه اسم عربين گلف ريده ميشه تواحساساتتون اما از حراج دخترهاي ايراني تو دوبي کسی تخم نمیکنه حرفشو بزنه , همتون هم ماشالله هم تخم دارین هم غیرت. از هزینهای شلنگ تخته ای که واسه افتتاح یه فرودگاه 2 میلیارد تومن خرخور میشه اما تو همون مملکت امام زمان 20 نفر کارتون خوابش تو یه شب از سرمامیمیرند و جز 4 تا دانشجو کسي نمياد پتيشن وسايت راه بندازه, کسي هم تخمش نیست پس کي اینارو بشما قزبيطهاي نون نرخ روز خور حالي کنه...
شما شاسکول های حیف نون, فقط بگين لطفا آخه واسه چي زنده اين؟هان واسه چي؟؟

Sunday, August 22, 2004

يه خانم نمازخون و روزه گير

آقا ميگم .خيلي از ين دخترخانمها احمق تشريف دارند ها,از حماقت اونها كيف ميكنم.اون وسط چات تو public ميگم: يه خانم نمازخون و روزه گير لطفا pm بده.نمونه اون خانمها1 نفري pm ميده و ميپرسه:نماز ميخوني؟ ميگم آره..وقتي روزه ميگيرم نماز هم ميخونم.ميپرسه مگه روزه هم ميگيري.باريكلا؟؟ميگم اگه معده درد نداشته باشم آره.... روزه هم ميگيرم.
ميپرسه مگه معده درد هم داري؟ميگم وقتي مشروب ميخورم آره....ميپرسه مگه تو مشروب هم مينوشي؟؟ميگم از وقتي كه تو قمار باختنم زياد شده آره....دختره ول ميكنه ميره.

Monday, August 02, 2004

فرهنگ آفتابه

اين ايرانيها تو فرهنگشون چيزايه خوبي دارند ها.يکيش همين فرهنگ آفتابه بردن تو دستشويي.آخه ما عربها که آفتابه و لگن نداشتيم يه سنگ و کلوخي گير مي اوردبم خودمون رو پاک وپوک ميکرديم يا ميماليديم خودمون رو به در و ديوار.تمدن کيلويي چند؟بعدها که متمدن تر شديم رساله هم داديم که حتي کدوميک از پاي راست و چپ اول بذاريم تو توالت .اون اوايل که من به شهرشهيد پرور و تيکه پرور بروکسل رفته بودم چند تايي ايراني ديگه تو ساختمان بودند .ميديديم هر وقت اين برادران غيور ايراني واسه قضاي حاجت ميرند خلا با خودشون قوطي نوشابه هاي يک و نيم ليتري خانواده ميبرند که همون کاربرد آفتابه رو داشت منتها با بازدهي نسبتا کمتر.
يه روز اين خانم مسئول نظافت ساختمون ما رو کنار کشيد و گفت: شما عادت داريد توالت که ميريد نوشابه ميبريد با خودتون چه فرهنگ جالبي فقط لطف کنيد بعد از خوردن قوطيشو با خودتون ببريد.

Friday, July 09, 2004

آقا.اسئلکم.يه سوال داشتم جنسي و sexy نيستش بخدا!
ميگم آخه چرا مملکتتون رو پشت قباله من انداختيد , بنام من کرديدچرا ؟(مگه آدم قحطيه تو مملکتتون).مملکت آقا صاحب الزمان يانه مملکت سربازان گمنام آقا امام زمان , اين که ديگه End ايندشه بخدا.
والله انتم بدبختونا شديدا(خيلي بدبختيد ديگه بخدا)
اخفي القبورنا بل گوه والنجاسات(اي گوه فرا بگيره قبرتون رو)
اون از سنت و مذهبتون که به اسم اسلام و مسلمين هم ما رو نموديد هم جوونهاتون رو به فاک داديد اونهم از وطن پرستي تون که لااقل به اندازه يه شورت مامان دوز براش ارزش قايل نيستيد . از عبوديت تون هم که در امرار و معاشتون تا دسته تو ته طرفين ميکنيد و قسم به اسم خدا ميخوريد.
يا ايها القوم نون بالنرخ ليوم الرازقون ان کنتم سو ضايعون.
اي ملت نون به نرخ روزخور , بابا خيلي ضايع هستيد بخدا.

Sunday, July 04, 2004

وهو الباقي

ولي امر مسليمن چند روزيست دراندوه عزيز از دست رفته , مارلون براندوي بزرگ يا همون [ دون کورلونه ]در فيلم پدر خوانده به تماشاي فيلمهاي معرکه اش نشسته.حديث مارلون براندو حديث ديگريست که اگر نبود خبر رحلتش عناوين صفحه اول روزنامه هاي معتبر جهان نميشد و هم او بود که هر چه داشت بخشيد و رفت انا لله و انا اليه راجعون . .باز خوبست که روبرت دنيرو ، تراولتا ، آل پاچينو ...وديگران هستند تا ما دلمان به سينما گرم باشد.اجرکم عنداله ..

خداوندتو را قرين رحمت کند  Posted by Hello

Monday, June 21, 2004

برادران همجنسباز(gay)

از کوچه اي که به کتابخانه منتهي ميشد گذر مينموديم قصدمان استفاده بهينه از اينترنت کتابخانه بود در کوچه به جوان قلندري بر خورد نموديم که به چشمان ما خيره شده بود پس به اوزل زديم بلکه از رو برود نزديکهاي کتابخانه حس ششم مان بما ندا داد که جوان قلندر پشت سرمان است با خود انديشه نموديم که اين جوان نيز به رسالت ما آگاه شده ميخواهد ازحضور پر برکتمان فيض وعنايتي برد بلکه براي توشه آخرتش به شفاعت ما نيازمندست گرچه ترکيب و شکل وشمايلش به هيچيک از اديان الهي نميخورد اما ولي امر زماني که فقط شافع مسلمينش باشد پس سود و خاصيتش براي اديان ديگر چيست؟
پشت مانيتور نشسته بوديم که حضور دوباره جوان قلندر رو باز احساس کرديم .پس فرموديم :اجلس يا اخي(بنشينيد برادر)اما او را از لسان عرب لعنت اله تهي يافتيم پس به لسان استکبار او را گفتيم: بتمرگ. پس نزدما نشسته و اصل و نسب را جويا شد او را التفات نموديم و ايضا درميان صحبتش اشاراتي بر واژگان منحوسي چون:gay,homo sexual, pedofiel...نمود پس همانا به ذات منحوس و منفورش آگاه و به قصد پليد وشومش که عمل شريفه لواط و همجنسبازي بودپي برديم مرتيکه قلندر قسم ميداد که دربستر از هيچ فرو گزار نکندو از کاندومهاي ميوه اي روز گرفته تاهمه اسباب لهو لعب همه فراهم است پس او را از خود رانديم و بر پدرومادرش لعنت فرستاديم که اين از چه تخم و نژادست که به ولي امر زمان گير داده وتا ماوخودش را ننمايد ولمان نميکند.علي ايهاالحال حالمان بهم خورد واينترنت و کتابخانه رافرو گذارده بيرون آمديم.

Wednesday, June 16, 2004

خطبه هاي ملاي شهر سانتيگو

چند روزيست قرص اعصاب ميخوريم از گوز گوز کردن بعضيها الخصوص اين ملاي شهر سانتيگو(سانتي يه گوه) که همانا کسي نيست جز اين مشکيني نخود مغز.
آخه يکي نيست بگه ازگل مگه ما باهم حساب شوخي داريم عنتر در ميايي ميگي 7ماه پيش .شب قدر يه ليست ور داشتي آوردي که اسم چند تا حيف نون رو پاشو امضا کردم .مغزم سوت کشيد آخه ماچه هيزم تري تو ماتحت شماها کرديم که هر چي گوکاري ميکنيد يه جوري ميخواهيد مهر و امضايه ما هم پاش باشه.؟اگه اينجوريه همون ليست تو ماتحت همتون.اين از تو و باشه تا جايي به اون پارلمانتون هم ريدماني اساسي بکنيم.....سرم باز درد گرفت نفهما . قزبيطها. فکر کردند هالو باقريم که هر چي دلشون خواست زبونم لال..وس شعر تفت بدند من اگه ظهور کنم دهن تو يکي رو ...حالا حال و حوصله دهن به دهن شدن رو ندارم برم الان هم نيمه دوم بازي آلمان و هلند شروع ميشه اجالتا ما بريم

Wednesday, June 09, 2004

روبروي Media market که ساختمان بزرگ چند طبقه ايست و بازار لوازم خانوادگي. بسياري از بندگان خدا جهت خريد حضور بهم رسانيده بودند و از جمله شرکت دوست داشتني کوکولا بهمراه جمعي ازپرسنل شربف و زحمت کش که درمقابل پله برقي آنجا حضور داشته و يک کولا مجاني بهمه عنايت ميکردند ظبيعتا ما هم کولايي گرفتيم و ازآنجا که ما علاقه وافر به کولا داشته ايم بر آن شديم که کولاهاي بيشتري نوش کنيم پس از پله برقي سمت راست بالا رفته و از پله برقي سمت چپ پايين آمده و به ازاي هر بار کولايي دريافت ميداشتيم و بدين ترتيب دقيقا ۵ بار اين حرکت را تکرار کرديم تا بالاخره خودمان از رو رفتيم

Wednesday, May 26, 2004

combination

امروز عزم را جزم كرده و تنبان و شورت والبسه را با دستان خودمان شستيم,بعد از ظهري آفتاب دل انگيز وسوسه مان كرد بالاي پشت بام دراز كشيده حمام آفتاب بگيريم,و ساعتي بعد همت كرديم تا البسه خودمان را از روي بند جمع كنيم اما درميان البسه شورتمان غيب شده بود ,از آنجا كه براي شورت به يورو Euro پول داده بوديم بدنبال آن گشتيم كه نگاهمان به مرسدس همسايه بغلي افتاد و شورتمان كه گويا باد آنرا برده و بر روي كاپوت مرسدس چسبانده بود تناسب رنگ مرسدس و شورتمان چنان هماهنگي و هارموني بخشيده بود كه همچون ستاره اي بر تارك هنر جلوه مينمود و با آثار كلاژ و پست مدرنيسم هيچ استاد صاحب سبكي قابل مقايسه نبود دلمان نيامد اين اثر هنري خلق شده را بهم زنيم و شورتمان را از صاحب مرسدس طلب كنيم,پس آنرا به جامعه هنر اعطا كرديم اينرا گفتيم كه اينقدر نگويند ما ولي امر مسلمين با خلق هرگونه اثار هنري مخالفيم

Tuesday, May 25, 2004

مهدي موعود هندي

چند وقتي هست هارلي داويد سونمان را در پاركينگ خوابانده ايم , مجبوريم پاي پياده گز كنيم.جوانكي هندي امروز از جلوي پاي ما گذشت و ديديم زير لب دارد خذ ولاتي تفت ميدهد و چشمانش بصورت ماست, برگشت ,محل نگذاشتيم و باز پيله كرد ,پرسيديم چه مرگتان هست مگر خوشتيپ نديده اي , و شروع كرد با آن لهجه تخماتيكش انگليسي بلغور كردن , از هر 3 كلمه اش 1 كلمه ميفهميديم و تازه متوجه شديم طرفمان از صورتمان پي به هويتمان برده و به ما ايمان آورده است به ما برگ كاغذي داد و يك مشت سوال به سر وته نمود,بعد از ان اشارتي بكاغذ ي كه دردستمان بود,نمود.آه خداي من جواب سوالات من بدون آنكه حرفي زده باشم بر روي كاغذ نوشته شده بود , از صحبتهايش گرفتيم خيلي ميفهمد و ميداند و او هم مهدي موعودي از نوع هنديش هست كه چندين سال از ملتش بدور بوده است و ملت نفهمش او رانفهميده , ولله خدايش هر چي ميگفت درست بود اصلا از دل ما خبر داشت .